ایرانی هستم یانه ؟؟؟؟

سیاسی
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٠
 

لویزیون دولتی انگلیس از عدم حضور انتشارات آثار شهید بهشتی در نمایشگاه کتاب تهران، ابراز ناراحتی کرده است.

به گزارش شبکه ایران، تلویزیون دولتی انگلیس از آنچه "جلوگیری از برپایی غرفه آثار شهید بهشتی در نمایشگاه کتاب" نامیده، ابراز ناراحتی کرده است!

"بی‌بی‌سی فارسی" در مطلبی که در سایت اینترنتی خود منتشر کرده، نوشته است: "مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مانع از حضور انتشارات آثار آیت‌الله بهشتی از نزدیکترین یاران آیت‌الله خمینی در نمایشگاه کتاب تهران شدند."

بی‌بی‌سی همچنین از عدم حضور این انتشارات در نمایشگاه - که بنا به گفته مسئولان، به دلیل انجام تخلفات صنفی بوده است - ابراز نگرانی کرده و آن را نشانه نبود آزادی بیان در ایران دانسته است.

حمایت تلویزیون دولتی انگلیس از انتشارات آثار شهید بهشتی درحالی صورت گرفته که فعالان سیاسی، علت این موضع‌گیری بی‌بی‌سی را حمایت از اقدامات علیرضا بهشتی، رئیس این انتشارات در هدایت آشوب‌های سال گذشته ارزیابی کرده اند.

گفتنی است از علیرضا بهشتی که به عنوان مشاور میرحسین موسوی در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته فعالیت می‌کرد، به عنوان مسئول تهیه لیست دروغین 72 کشته حوادث سال گذشته نام برده شده است.

علیرضا بهشتی؛ سردمدار پروژه شهیدسازی

بنابر اعلام گزارش نهادهای امنیتی، علیرضا بهشتی ارائه دهنده "لیست کشته های دروغین" به آقای موسوی بوده است. میرحسین هم بر پایه این لیست اقدام به موضع گیری علیه نظام و سوژه سازی برای محافل بیگانه کرد.

او حتی برای برخی از اسامی ذکر شده در آن لیست، همچون سعیده پورآقایی مراسم ختم هم گرفت اما بزودی مشخص شده که این دختر زنده است.

بر همین پایه بود که آقای بهشتی در ‍۱۸ شهریور ۱۳۸۸ بازداشت شد. البته او چند روز بعد به قید وثیقه آزاد شد تا پیگیر پروژه شهید‌سازی شود.

اما تلاش های جنجالی او مقامات قضایی را مجبور کرد تا وی را در روز ۷ دی ۱۳۸۸ یک روز پس از اغتشاش حامیان آقای موسوی در روز عاشورا بازداشت کنند. با این حال آقای بهشتی ماه بعد آزاد شد.

 
 
 
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۳
 

ویدادها و حوادثی که در گذر زمان، رخ می دهد و پس از چندی به مسئله ای به نام «تاریخ» تبدیل می شود، اگر همراه با روشنگری وبازکاوی هوشمندانه نباشد، گردی به نام «تحریف» بر تارک تاریخ می نشاند که نه تاریخ که «شبح تاریخ» نام دارد و در واقع «دستکاری در تاریخ» و «قلب حقیقت به نفع واقعیت!» خواهد بود.

امام راحل (ره) هوشمندانه چنین روزهایی را می دید که هشدار داد: «ما که هنوز در قید حیات هستیم و مسائل جاری ایران را که در پیش چشم همه ما به روشنی اتفاق افتاده است، دنبال می کنیم، فرصت طلبان و منفعت پیشگان را می بینیم که با قلم و بیان بدون هراس از هرگونه رسوایی، مسائل دینی و نهضت اسلامی را برخلاف واقع جلوه می دهند و به حکم مخالفت با اساس نمی خواهند واقعیت را تصدیق کنند و قدرت اسلام را نمی توانند ببینند، و شکی نیست که این نوشتجات بی اساس به اسم تاریخ در نسل های آینده، آثار بسیار ناگواری دارد. درست آنچه را امروز برای ما روشن و واضح است، برای نسل های آینده مبهم می باشد؛ و تاریخ، روشنگر نسل های آینده است، و امروز قلم های مسموم در صدد تحریف واقعیات هستند، باید نویسندگان امین این قلم ها را بشکنند.»


توصیه می کنم همه این نامه رو بخونن،چون پیدا شدند افرادی که امروزه آقای منتظری رو " اصلح ترین ِ مراجع " نام می برند،البته خوشبختانه امروز کم مرجع عالیقدر و بزرگ نداریم،اما حالا چرا و چه طوری یه عده پیدا شدند که آقای منتظری رو از همه اصلح تر می دونند و سنگ ایشون و هم کیشانشون رو به سینه می زنند کمی جای تامل داره. اما پاسخ بر همگان روشن.

 

لازم به توضیح است که حضرت امام با وجود اصرار زیاد بر انتشار این نامه از رسانه ها، با تقاضا و صلاحدید مسئولان کشور مبنی بر عدم انتشار در آن زمان موافق فرمودند. با این حال، برای اولین بار نسخه ای از آن توسط حجت الاسلام فاکردر اختیار روزنامه جمهوری اسلامی قرار گرفت و در تاریخ 1/9/76 در روزنامه مذکور به چاپ رسید و مورد تأیید دفتر نشر آثار امام نیز قرار گرفت و در سال 1378 در ضمن کتاب صحیفه امام به چاپ رسید.

نامه به آقای منتظری "عدم صلاحیت برای تصدی رهبری نظام جمهوری اسلامی"

زمان: 6 فروردین 1368 / 18 شعبان 1409

مکان: تهران، جماران

موضوع: عدم صلاحیت برای تصدی رهبری نظام جمهوری اسلامی

مخاطب: منتظری، حسین علی

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای منتظری

با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمه‌ای برایتان می‌نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته‌اید که نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم می‌دانم؛ خدا را در نظر می‌گیرم و مسائلی را گوشزد می‌کنم. از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید. شما در اکثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگیری‌هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می‌گفتید دیکته شده منافقین بود که من فایده‌ای برای جواب به آنها نمی‌دیدم. مثلا در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید که چه خدمت ارزنده‌ای به استکبار کرده‌اید. در مساله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین متدین‌تر می‌دانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می‌دادید که او را نکشید. از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم. شما از این پس وکیل من نمی‌باشید و به طلابی که پول برای شما می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمد الله از این پس شما مساله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود می‌دانید -که مسلماً منافقین صلاح نمی‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید که آخرتتان را خراب‌تر می‌کند-، با دلی شکسته و سینه‌ای گداخته از آتش بی‌مهری‌ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‌کنم دیگر خود دانید:

1 - سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال‌ها نریزد.

2 - از آنجا که ساده‌لوح هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.

3 - دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.

4 - نامه‌ها و سخنرانی‌های منافقین که به وسیله شما از رسانه‌های گروهی به مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحی له الفدا- و خون‌های پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده‌لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل‌کرده که مفید برای حوزه‌های علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و می‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌کنم. و الله قسم، من با نخست‌وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می‌دانستم. و الله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.

سخنی از سر درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم‌پوشی نکنم. من با خدای خود پیمان بسته‌ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمی‌دارم.من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تاثیر دروغ‌های دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌کنند نگردند. از خدا می‌خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود که چیزی نداریم، هر چه هست اوست. و السلام.

یکشنبه 6 / 1 / 68

روح‌الله الموسوی الخمینی


 
 
شعر سبز
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٧
 

تل مال یه بابا*که اسم اون احمده * نمره جانبازیهاش * هفتادوپنج درصده

اون که دلاورهاش *توجبهه غوغا کرده*حالا بیاین ببینین*کلکسیون درده

آهای آهای گوش کنید *درد دل بابا رو *میخواد بگه چه جوری *کشتند بچه ها رو

آی قصه قصه قصه *نون وپنیرو پسته*هیچ تا حالا شنیدی *تانکها بشن قناصه ؟

سه راه شهادت کجاست ؟
میدونی دوشکا چیه؟
میدونی تانک یعنی چه ؟
یا آر پی جی زن کیه ؟

هیچ میدونی یه گردان
که اسمش الحدیده
هنوزم که هنوزه
گم شده ناپدیده

عاشقی یعنی اینکه
چشمهایی که تا دیروز
هزار تا مشتری داشت
چندش میاره امروز

اما غمی نداره
چون عاشق خداشه
به جای مردم ،خدا
مشتری چشاشه

یه شب کنار سنگر
زیر سقف اسمون
میای پیش رفیقت
تواون گلوله بارون

بااینکه زخمی شده
برات خالی میبنده
میگه من که چیزیم نیست
درد میکشه میخنده

انگاری که میدونی
دیگه داره میپره
دلت میگه که گلچین
داره اونو میبره

فقط خاطره نیست که
قلب اونا سوزونده
مصلحت بعضی ها
پشت اونو شکونده

برا بعضی ادما
بنده های آب ونون
قبول کنین به خدا
بابام شده نردبون

همونهایی که راه
دزدی رو خوب میدونن
ماخون دادیم و اونها
عین زالو می مونن

دشمنای انقلاب
ترسوهای بی پدر
آهای غنیمت خورا
هش بابا ،یواش تر

ای که به این انقلاب
چسبیدی عین کنه
خط و نشون می کشی
النگوهات نشکنه

فکر نکن علی رو
ماها تنها می ذاریم 
ما اهل کوفه نیستیم
دخلتونو میاریم


 
 
 
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٥
 

1-ازدواج به دلیل دوری از خانواده و پدر و مادر 
وقتی وضعیت در خانه‌ی پدری، شوم و اندوه‌بار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب می‌شود.
تعجبی ندارد که خیلی‌ها این راه گریز را انتخاب می‌کنند؛ اما به‌طور معمول، این مسیری است که شما را از چاله درآورده و به چاه می‌اندازد.

یکی دو سال دیگر در خانه‌ی پدر و مادر ماندن، بهتر از آن است که با نخستین پیشنهاد ازدواج، تن به تاهل دهید، چون آن‌وقت ممکن است شریک زندگی‌تان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.

2 - ازدواج به دلیل نگرش یک جانبه‌ی پدر و مادر شما به شخص مورد نظر

البته


 
 
حرفهایی که زنان نباید به شوهرشان بزنند
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٥
 

هرگز در مورد مادر وی چیزی بر زبان نیارید .

مهم نیست که وی آدم بدی است یا آدم خوبی . این قانون طلایی را بیاد بسپارید که دهانتان را چفت کنید!  این کاملا قابل پیش بینی است که شما بدلایلی از مادر شوهرتان خاطره جالبی ندارید و میبینید که همسرتان یک روز در حال حرف زدن در باره وی است.اینکه چقدر زن شریف ، با ارزش و دارای فلان خصلتهاست. روز دیگر ببینید که همسرتان مدام در حال بد و بیراه گفتن به وی می باشد و اینکه وی چقدر خود خواه و رذل است! اینجا جایی است که ممکن است شما به اشتباه با عصبانیت وی همراهی کنید و در نتیجه پرونده خود را باطل کنید! به هوش باشید . هرچه شد فقط زبانتان را ببرید! او می تواند هرچه که می خواهد در مورد مادرش بگوید . تعریف یا بد و بیراه ! به شما مربوط نیست! سعی کنید نظراتتان را برای دوستان یا کسان دیگری که با آنها نیز ارتباط عاطفی و روانی دارید نگه دارید . اعتماد داشته باشید که کار غلطی نمی کنید!


با نزدیکترین دوست همسرتان خودمانی نشوید!


 
 
حکایتی بسیار جالب از امام رضا (ع)
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٤
 

این واقعه نشانی از تواضع امام دارد.

زمانی که امام رضا علیه السلام به عنوان ولیعهد در خراسان بود آشکار است که تا چه اندازه موقعیت سیاسی داشت. ایشان به عنوان جانشین خلیفه وقت شناخته می‌شدند و طبیعی بود که مردم سخت به آن حضرت احترام می‌گذاشتند...

اما همین امام بنا به روایتی که ابن شهر آشوب، نویسنده مشهور شیعه در قرن ششم به نقل از یعقوب بن اسحاق نوبختی روایت کرده است به گونه‌ای وارد حمام نیشابور شد که حاضران متوجه نشدند آن حضرت دارای چنان مقامی است. ابن شهر آشوب می‌نویسد: حضرت رضا علیه‌السلام وارد حمام شد. یکی از کسانی که حاضر بود ـ و ایشان را نمی‌شناخت ـ از آن حضرت خواست تا دلاکی او را کرده و به اصطلاح امروزه کیسه او را بکشد. حضرت درخواست او را پذیرفت و مشغول کار شد. برخی که امام را می‌شناختند، آن مرد را درباره امام رضا علیه السلام آگاه کردند و او مشغول عذرخواهی شد. با این حال امام به او آرامش داده و همچنان به دلاکی او مشغول بود.

 

منبع: مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص412.


 
 
پیامک ویژه تولد امام رضا (ع)
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٤
 

1. ای پسر فاطمه، نور هدی
سبزترین باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها می شود
پاکتر از آینه ها می شود
ای گل گلزار خدا، یا رضا
آینه ی قبله نما یا رضا
...
میلاد هشتمین امام، هفتمین قبله و دهمین کشتی نجات
آقا امام رضا (ع) بر شما مبارکباد.

 

2. السلام ای حضرت سلطان عشق
یا علی موسی الرضا ای جان عشق
السلام ای بهر عاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت
---
ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک.

 

3. امام رضا-ع:
هرگز بر کسی خشم نگیر، از کسی چیزی مخواه و هرچه
برای خودت می خواهی برای دیگران نیز بخواه.
...
میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد،
نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا-ع مبارک باد.

 

4. از عرش سلام سرمدی آوردند ..... آیینه ی حُسن سرمدی آوردند
با آمدن رضا(ع) از باغ بهشت ..... یک دسته گل محمدی آوردند
...
میلاد نور مبارک

 

5. امام رضا-ع:
خداوند، پر حرفی و تلف کردن ثروت و اظهار نیاز کردن
زیاد از همنوعان را دشمن می دارد.
...
میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس،
برشما و خانواده ی گرامیتان، تبریک و تهنیت.

 

6. امام رضا-ع:
هر کس در مجلسی نشیند که امر ما در آن زنده می شود، در روزی
که قلب ها می میرند، قلبش نخواهد مرد.
...
اگه به مراسم جشن میلاد آقا امام رضا-ع رفتی، ما رو هم دعا کن.

 

7. به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمد .... به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمد
خدا داد آنچه را وعده،‌ بشد در ماه ذیقعده ... که آمد بهترین بنده، رضا آمد ، رضا آمد

 

8. نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند
مردم صدای آمدنت را شنیده اند
زیباتر از همیشه شده آستان تو
آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند


 
 
فتنه در ایران
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢۸
 

حضرت علی(ع)، ضمن چند روایت گونه‌های متعددی از فتنه‌های آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور که خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خوانده‌اند:
چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح می‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی که حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد.
حضرت علی(ع) از آغازین ایام حیات، در محضر رسول خدا(ص) بود و از دریای علم ایشان خوشه برمی‌چید. به تصریح آن امام همام، نبی خاتم(ص) در لحظات آخرین زندگی پرخیر خویش، هزار دروازة علم را برای ایشان گشودند که از هریک از آنها هزار در دیگر گشوده شد.1 بنابر شرایطی که حضرت علی(ع) در آن می‌زیستند بیش از دیگر اهل بیت(ع) به تصویر و ترسیم آینده، گاه نزدیک و گاه دور پرداختند. از مشهورترین پیش‌گویی‌های ایشان که به سرعت، راستی آن بر مخاطبان عیان شد، ماجرای جنگ نهروان با خوارج بود که فرمودند: «از شما کمتر از ده تن کشته خواهد شد و از ایشان کمتر از ده تن زنده خواهند ماند».2 این عبارت پیش از آغاز نبرد بیان شد و اندکی پس از خاتمة نبرد، شمارش شهدای سپاه و فراریان خوارج، حاضران را متحیر نمود. گاه نیز در روایات علوی صحبت از آیندة نه چندان دور است؛ برای نمونه از این دست می‌توان به پیش‌گویی امیرمؤمنان(ع) دربارة حملة مغول به سرزمین‌های اسلامی یاد کرد3 که با استناد به همین روایت و با درایت و حزم خواجه نصیرالدین طوسی، جامعة شیعیان کمترین آسیب را در این فتنه متحمل شد.
یکی از پیش‌گویی‌هایی


 
 
قانون کاپیتولاسیون برای همیشه در خاطر مردم ایران میماند
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢۸
 

 
 
دلایل پوچی واضطراب وشیوه رفع ان
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٧
 

بحث اول

دلایل پوچی واضطراب در انسانها ؟؟؟

گاهی انسانها در خودش احساس پوچی واضطراب میکند در چنین حالی اگر انسان علت را بداند میتواند انها را رفع کند وگرنه خودش را سرگرم ومشغول ساخته از سرابی به سراب دیگر دچار شده از درد درونی ودرمان ان غافل شده ومشکل همان طور باقی میماند.

به همین دلیل برای درمان صحیح باید بدانیم ریشه پوچی واضطراب چیست ؟

اگر هنگامی که انسان به خودش رجوع کند احساس کند که زندگی وکارهایش بیهوده وبی فایده است دچار پوچی شده است وهمین باعث سرگردانی اومیشود

خداوند میفرماید (یاایهاالناس انتم الفقراالی الله والله هوالغنی الحمید)

(سوره فاطر ایه 15) ای مردم شما فقیرید وهیچ چیزی از خود ندارید وتنها خداغنی وستوده است .

پس اگرانسانها به خودش نظرکند میبیند از خودش هیچ چیز ندارد پس به پوچی میرسد وپوچی هم در نهایت اضطراب است .واگربه حق نظرکند میبیند همه چیز از غنی وحمید است پس به غناکمال میرسد یعنی بهضد پوچی وضد اضطراب یعنی به ارامش واعتماد.

 


 
 
ملانصر الدین
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٧
 

·  ملانصرالدین

روزی ملانصرالدین بدون دعوت رفت به مجلس جشنی.
یکی گفت: "جناب ملا! شما که دعوت نداشتی چرا آمدی؟"
ملانصرالدین جواب داد: "اگر صاحب خانه تکلیف خودش را نمی‌داند. من وظیفه‌ی خودم را می‌دانم و هیچ‌وقت از آن غافل نمی‌شوم

ملانصرالدین

ملانصرالدین به یکی از دوستانش گفت: خبر داری فلانی مرده؟
دوستش گفت: "نه! علت مرگش چه بود؟"
ملا گفت: "علت زنده بودن آن بیچاره معلوم نبود چه رسد به علت مرگش!"

 

ملانصرالدین

روزی یکی از همسایه‌ها خواست خر ملانصرالدین را امانت بگیرد. به همین خاطر به در خانه ملا رفت. 
ملانصرالدین گفت: "خیلی معذرت می‌خواهم خر ما در خانه نیست". از بخت بد همان موقع خر بنا کرد به عرعر کردن.
همسایه گفت: "شما که فرمودید خرتان خانه نیست؛ اما صدای عرعرش دارد گوش فلک را کر می‌کند."
ملا عصبانی شد و گفت: "عجب آدم کج خیال و دیرباوری هستی. حرف من ریش سفید را قبول نداری ولی عرعر خر را قبول داری."

ملانصرالدین

روزی ملانصرالدین از بازار رد می‌شد که دید عده ای برای خرید پرنده‌ی کوچکی سر و دست می‌شکنند و روی آن ده سکه‌ی طلا قیمت گذاشته‌اند. ملا با خودش گفت مثل اینکه قیمت مرغ این روزها خیلی بالا رفته. سپس با عجله بوقلمون بزرگی گرفت و به بازار برد، دلالی بوقلمونِ ملا را خوب سبک سنگین کرد و روی آن ده سکه‌ی نقره قیمت گذاشت. ملا خیلی ناراحت شد و گفت: مرغ به این خوش قد و قامتی ده سکه‌ی نقره و پرنده‌ای قد کبوتر ده سکه ی طلا؟ دلال گفت: "آن پرنده‌ی کوچک طوطی خوش زبانی است که مثل آدمیزاد می‌تواند یک ساعت پشت‌سر هم حرف بزند." ملانصرالدین نگاهی انداخت به بوقلمون که داشت در بغلش چرت می‌زد و گفت: "اگر طوطی شما یک ساعت حرف می‌زند در عوض بوقلمون من دو ساعت تمام فکر می‌کند."

 

ملانصرالدین

روزی ملانصرالدین به دنبال جنازه‌ی یکی از ثروتمندان می‌رفت و با صدای بلند گریه می‌کرد. یکی به او دالداری داد و گفت: "این مرحوم چه نسبتی با شما داشت؟"
ملا جواب داد: "هیچ! علت گریه‌ی من هم همین است."

 

ملانصرالدین

روزی ملانصرالدین ادعای کرامت کرد.
گفتند "دلیلت چیست؟"
گفت: "می‌توانم بگویم الساعه در ضمیر شما چه می‌گذرد؟"
گفتند: "اگر راست می‌گویی بگو."
گفت: "همه‌ی شما در این فکر هستید که آیا من می‌توانم ادعایم را ثابت کنم یا نه!"

 

ملانصرالدین

روزی ملانصرالدین به عده‌ای رسید که مشغول غذا خوردن بودند. رفت جلو و گفت "السلام یا طایفه‌ی بخیلان!"
یکی از آن‌ها گفت: "این چه نسبتی است که به ما می‌دهی؟ خدا گواه است که هیچ‌ یک از ما بخیل نیست."
ملانصرالدین گفت: "اگر خداوند این طور گواهی می‌دهد، از حرفی که زدم توبه می‌کنم، و نشست سر سفره‌ی آن‌ها و شروع کرد به غذا خوردن."

 


 
 
حجاب در کلیه ادیان الهی
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٥
 

حجاب در آیین زرتشت

نخستین مردمی که به سرزمین ایران آمدند، آریایی ها بودند. آنان به دو گروه عمده «مادها» و «پارس ها» تقسیم می شدند. با اتّحاد مادها، دولت «ماد» تشکیل شد. پس از مدّتی پارس ها توانستند دولت ماد را از بین ببرند و سلسله های هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان را بنیانگذاری کنند. پژوهش ها نشان می دهد که زنان ایران زمین از زمان مادها که نخستین ساکنان این دیار بودند، دارای حجاب کاملی، شامل پیراهن بلند چین دار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلی بلند بر روی لباس ها بوده اند.4 این حجاب در دوران سلسله های مختلف پارس ها نیز معمول بوده است.5 بنابر این، در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانی از حجابی کامل برخوردار بوده اند. برابر متون تاریخی، در همه آن زمان ها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان هر چند با آزادی در محیط بیرون خانه رفت و آمد می کردند و همپای مردان به کار می پرداختند، ولی این امور با حجاب کامل و پرهیز شدید از اختلاط های فسادانگیز همراه بوده است.

جایگاه فرهنگی پوشش در میان زنان نجیب ایران زمین به گونه ای است که در دوران سلطه کامل شاهان، هنگامی که خشایارشاه به ملکه «وشی» دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران، زیبایی اندام او را بنگرند، وی امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر این سرپیچی، به حکم دادوَران، عنوان «ملکه ایران» را از دست داد.6

در زمان ساسانیان ـ که پس از نبوت زرتشت است ـ افزون بر چادر، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول شد. به گفته ویل دورانت پس از داریوش، زنان طبقات بالای اجتماع، جرأت نداشتند که جز در تختِ روانِ روپوش دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمد و رفت کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی حتی پدر و برادرشان را ببینند. در نقش هایی که از ایران باستان بر جای مانده است، هیچ صورت زنی دیده نمی شود و نامی از ایشان نیامده است.7

تجلیّات پوشش در میان زنان ایران چنان چشم گیر است که برخی از اندیشمندان و تمدن نگاران، ایران را منبع اصلی ترویج حجاب در جهان معرفی کرده اند.8

از آن جا که مرکز بعثت «اشو زرتشت» ایران بوده است و آن حضرت در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خویش کمبودی نمی دیده است، با تأیید حدود و کیفیت حجاب رایج آن دوران، کوشید تا با پندهای، خود ریشه های درونی حجاب را تعمیق و مستحکم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواری حجاب معمول قرار دهد.

به پند و اندرزهای «اشوزرتشت» بنگرید تا تلاش وی برای تعالی و آموزش مبانی حجاب و بیان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهری با عفّت باطنی، روشن تر شود؛ او می فرماید:

ای نوعروسان و دامادان!... با غیرت، در پی زندگانیِ پاک منشی بر آیید... .ای مردان و زنان! راه راست را دریابید و پیروی کنید. هیچ گاه گردِ دروغ و خوشی های زودگذری که تباه کننده زندگی است، نگردید؛ زیرا لذّتی که با بدنامی و گناه همراه باشد، همچون زهر کشنده ای است که با شیرینی درآمیخته و همانند خودش دوزخی است. با این گونه کارها، زندگانی گیتی خود را تباه مسازید. پاداش رهروان نیکی، به کسی می رسد که هوا، هوس، خودخواهی و آرزوهای باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خویش چیره گردد و کوتاهی و غفلت در این راه، پایانش جز ناله و افسوس نخواهد بود.

فریب خوردگانی که دست به کردار زشت زنند، گرفتار بدبختی و نیستی خواهند شد و سرانجامشان خروش و فریاد و ناله است.9

گفتنی است که در دین زرتشت، لباس یا کیفیت خاصی برای حجاب زنان واجب نشده است؛ بلکه لباس رایج آن زمان که شامل لباس بلند، شلوار و سرپوش ـ یعنی چادر یا شنلی بر روی آن ـ بوده است، مورد تقریر و تنفیذ قرار گرفته است. هر چند که استفاده از سِدرِه و کُشتی ـ لباس مذهبی ویژه زرتشتیان ـ توصیه شده است.10 البته بر هر مرد و زن واجب است که هنگام انجام مراسم عبادی و نیایش، سر خود را بپوشاند. بنا به گفته موءبد «رستم شهرزادی» پوشش زنان باید به گونه ای باشد که هیچ یک از موهای سرِ زن از سرپوش بیرون نباشد. در خرده اوستا، به طور صریح چنین آمده است: «نامی زت واجیم، همگی سر واپوشیم و همگی نماز و کریم بدادار هورمزد؛11 یعنی همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را می پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می کنیم».

بر اساس آموزه های دینی، یک زرتشتی موءمن، باید از نگاه ناپاک به زنان دوری جوید و حتی از به کارگیری چنین مردانی خودداری کند. در اندرز «آذربادماراسپند» موءبد موبدان آمده است: «مرد بدچشم را به معاونت خود قبول مکن12».

پوشش موی سر و داشتن نقاب بر چهره، پس از سقوط ساسانیان نیز ادامه یافته است. به این نمونه بنگرید: پس از فتح ایران، هنگامی که سه تن از دختران کسری، شاهنشاه ساسانی را برای عمر آوردند، شاهزادگان ایرانی همچنان با نقاب، چهره خود را پوشانده بودند. عمر دستور داد تا پوشش از چهره بر گیرند تا خریداران پس از نگاه، پول بیشتری مبذول دارند. دوشیزگان ایرانی خودداری کردند و به سینه مأمور اجرای حکم عمر مشت زده، آنان را از خود دور ساختند. عمر بسیار خشمناک شد؛ ولی امام علی(ع) او را به مدارا و تکریم آنان توصیه فرمود.13

 

 

حجاب در آیین یهود

همه موءرخان، از حجاب سخت زنان یهودی سخن گفته اند14. ویل دورانت می گوید: گفت وگوی علنی میان ذکور و اِناث، حتّی بین زن و شوهر از طرف فقهای دین ممنوع گردیده بود.... .دختران را به مدرسه نمی فرستادند  


 
 
پیامک باحال
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٧
 
اگر خورشید محو تماشای تو نیست... دلگیر نشو، از پشت کوه اومده!
----
اگه خواستی یکی همیشه دوستت داشته باشه . . . اگه میخوای تنهات نذاره . . بهت وفادار بمونه . . . ازدواج نکن ............ سگ بخر
----
زین پس به جای واژه ی زشت اینترنت ، معادل فارسی آن ، فیلترنت را به کار برید
----
به علت برخورد شهاب سنگ به نقطه حساس ماهواره امید نام آن به آرزو تغییر یافت
----
بادبادک هرچی بالاتر میرفت ، قرقره از داغ دوریش لاغرتر میشد ، قرقره تیم بادبادک
----
تازگی ها طلا شدی ، گم شدی کیمیا شدی . دیگه پیام نمیزنی ، مثل غریبه ها شدی...
----
امروز بهترین ساعتم را شکستم چون لحظه های بی تو بودن را به رخم می کشید
----
گرگ ها هرگز گریه نمی کنن، اما گاهی چنان عرصه ی زندگی بر آنها تنگ می شود که بر فراز بلند ترین قله ی کوه می روند و دردناک ترین زوزه ها را می کشند
----
هیچ چیز واقعا خراب نیست!!! ... حتی ساعتی که از کار افتاده دو بار در روز زمان را درست نشان میدهد

 
 
کاریکاتور شجریان
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٤
 

کاریکاتور

کسی که وطن خودشو بایه مصاحبه با صدای امریکا میفروشد هرچند هنر مند

ولی هیچ ارزشی ندارد طبق احادیث از معصوم (ع)که میفرمایند 3/1 ایمان دوست داشتن وطن است


 
 
بی حچابی بهترین راه برای اسارت زنان
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱
 

  بی حچابی بهترین راه برای اسارت زنان

در مورد این موضوع می اندیشم که اصلا حجاب برای چیست؟

 

زن باید زیبا بگرده و هرجور دلش خواست از خونه بیاد بیرن!

 

چرا زن رو محدود می کنیم؟

 

مگر نه اینکه خدا همه را آزاد آفریده است پس چرا باید سختی حجاب رو پذیرفت و خود را در حصاری سیاه نگه داشت.

 

راستش اگه ادم چیزی رو مثل حجاب  بخواد از روی تقلید و تعصب حفظ کنه نه تنها ارزشی نداره بلکه خیلی اوقات اثر مخالف هم داره

 

بزار از اینجا شروع کنم

 

حقیقت اینه که توی برخی از جوامع ارزشهای واقعی و استعدادهای والای زن تحت الشعاع جنبه جنسی او قرار گرفته و زن شخصیت واقعی خودشو از دست داده و هرگونه توجهی به زن جنبه شهوانی و حیوانی پیدا کرده و خانواده ها به عنوان مهمرین نهاد پرورش فکری افراد، رو به سستی رفته.

 

اگه اندکی به حوادث پیرامون درست نگاه کنیم می بینیم که اکثر مزاحمت های خیابونی و تجاوز ها برای خانوم هایی پیش میاد که ظاهرشون تحریک کننده باشه و گویی خودشون با طرز لباش پوشیدنشون ابراز علاقه به مزاحمان می کنن.

 

وقتی پوشش زن مناسب نباشه، قدرت تخیل مردها زیاد میشه و تحریک ها افزایش پیدا می کنه و ناخودآگاه ارزش واقعی و انسانی زن جاش رو با ابزار بودن برای حیوانیت و شهوت رانی مردان عوض می کنه.

 

انسان باید آزاد باشه، از نظر روح و جسم .اما اون آزادی جسمی رو که موجب اسارت روح باشه هیچ عاقلی نمی پسنده.

 

 

 

   


 
 
یک حرف با خدا
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٥
 

تلاش 

 

 

الو ... الو ... سلام

کسی اونجا نیست ؟؟؟

مگه اونجا خونه ی خدا نیست ؟

پس چرا کسی جواب نمیده ؟

یهو یه صدای مهربون بگوش کودک نواخته شد! مثل صدای یه فرشته ...

- بله با کی کار داری کوچولو ؟

خدا هست ؟ باهاش قرار داشتم، قول داده امشب جوابمو بده

- بگو من میشنوم

 


 
 
پیامک مختلف
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٢
 

1
یارو میره توی مانور شرکت میکنه، از هواپیما میپره پایین چترش باز نمیشه؛ میگه خدا رحم کرد که مانوره!

2
خیلی بی فرهنگی و بیشعوری !
.
.
.
در جوامع امروزی بیداد میکنه

3
زن از سوسک می ترسه - سوسک از موش- موش از گربه - گربه از سگ- سگ از مرد می ترسه- مرد از زن-زن از تو...

4
یه سنگ کافیست برای شکستن یه شیشه! یه جمله کافیست برای شکستن یه قلب! یه ثانیه کافیست برای عاشق شدن! ?یه دوست مثل تو کافیست برای تمام زندگی

5
اخرین وضعیت مردم دنیا دراین لحظه %50تماشای تلویزیون %خواب ویک نفرعوضی در حال خواندن SMS می باشد.

6
یه پیرزن خودشو تو آینه می بینه می گه آینه هم آینه های قدیم

7
تو دیاری که گل عاشق می شه طوطی حرف می زنه الاغ آواز میخونه ماهی گریه می کنه چه اشکالی داره گوسفند هم اس ام اس بخونه.

8
اگه برام SMS نفرستی الهی روی جوجه تیغی بشینی الهی جیشت بگیره کمربندت باز نشه الهی بری قزوین پول برای برگشتن نداشته باشی الهی بری حموم موبر استفاده کنی اب قطغ بشه الهی توی مهمونی مورچه اونجاتو گاز بگیره اصلأ الهی بمیری من راحت بشم حالا جواب میدی یا نه

9
تو یه آدم خوش تیپ فهمیده و مهربان باحال مثل من تا حالا دیده بودی.

10
به ترکه میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف

11
+

-

+

-

+

-

+

-

+

-

+

-

+

-

+

-

+

یه کم جمع و تفریق کن ببین این چندمین باریه که رفتی سرکار؟

12
میدونی قشنگ ترین گل دنیا چه شکلیه ؟
نمی دونی؟
برو جلوی آینه می بینیش......

13
لیلی زیر درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ. گلها انار شد،داغ داغ.هر اناری هزارتا دانه داشت. دانه ها عاشق بودند،دانه ها توی انار جا نمی شدند. انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت . خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده رااز شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید. خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود. کافی است انار دلت ترک بخورد

 

 


 
 
پیامک جالب
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱
 

شنبه روی جلد هفته است ، پنجشنبه پشت جلد و جمعه ضمیمه ی مزخرف آن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

o-o<-< __ o<-< __ o<-< __ o<-< __ o<-<<-<

خیال نکن اینا از دوریت مردن. دارن خودشونو برنزه می کنن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند

روزگاریست همه عرض بدن می خواهند

عشق ها را همه با دور کمر می سنجند

آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند

خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد

عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد


ده تن آجر فدای زیر بنای وجودت

تو سیب سرخ کدامین درخت پرتقالی

که هر دانه انارت به سرخی گیلاس های درخت موز است


ای گلابی من


(شاعر: بنده خدا )

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


بوسه پلی است بین قهر و آشتی ، بیا هی قهر کنیم هی آشتی


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


برای شادی روح هموسو،۱۰ بار بگو لعنت بر شاهزاده تسو.
این پیام رو برای ۱۰ نفر بفرست،حتما امشب سوسونا میاد به خوابت


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چی صدا کنم تو رو ؟ گورخر یا کانگورو !؟


کاشکی خر بودی عزیزم میشدم سوار تو

!!!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جدیدترین اس ام اس غضنفر به نامزدش

!
جاروبرقیتم آشغال

!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی. بی تو آروم و قرار نداشتم! گریه میکردم. تو رو میخواستم. میدونستم تو نباشی نمی خوابم. دوستت دارم… پســـتونک

!


انسان = خواب + خوراک + کار + تفریح

الاغ = خواب + خوراک

پس

انسان = الاغ + کار + تفریح

و بنابراین

انسان - تفریح = الاغ + کار

بعبارت دیگر

انسانی که تفریح نداره = الاغیه که فقط کار می کنه

قلب من با قلب توخورده گره نکنه نازکنی باز کنی این دوگره

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 

L ' " v " e . o

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

!

!

.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 
 
sms پیامک جالب sms
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱
 

 

شنبه روی جلد هفته است ، پنجشنبه پشت جلد و جمعه ضمیمه ی مزخرف آن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

o-o<-< __ o<-< __ o<-< __ o<-< __ o<-<<-<

خیال نکن اینا از دوریت مردن. دارن خودشونو برنزه می کنن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند

روزگاریست همه عرض بدن می خواهند

عشق ها را همه با دور کمر می سنجند

آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند

خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد

عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد


ده تن آجر فدای زیر بنای وجودت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو سیب سرخ کدامین درخت پرتقالی

که هر دانه انارت به سرخی گیلاس های درخت موز است


ای گلابی من

.


(شاعر: بنده خدا )

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


بوسه پلی است بین قهر و آشتی ، بیا هی قهر کنیم هی آشتی

!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


برای شادی روح هموسو،۱۰ بار بگو لعنت بر شاهزاده تسو.
این پیام رو برای ۱۰ نفر بفرست،حتما امشب سوسونا میاد به خوابت

!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چی صدا کنم تو رو ؟ گورخر یا کانگورو !؟


کاشکی خر بودی عزیزم میشدم سوار تو

!!!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جدیدترین اس ام اس غضنفر به نامزدش

!
جاروبرقیتم آشغال

!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی. بی تو آروم و قرار نداشتم! گریه میکردم. تو رو میخواستم. میدونستم تو نباشی نمی خوابم. دوستت دارم… پســـتونک

!


انسان = خواب + خوراک + کار + تفریح

الاغ = خواب + خوراک

پس

انسان = الاغ + کار + تفریح

و بنابراین

انسان - تفریح = الاغ + کار

بعبارت دیگر

انسانی که تفریح نداره = الاغیه که فقط کار می کنه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قلب من با قلب توخورده گره نکنه نازکنی باز کنی این دوگره

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 

L ' " v " e . o


 
 
پیامک عاشقانه
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱
 

حکایت عشق حکایت جالبیست فراموش شدگان هیچگاه فراموش کنندگان را فراموش نخواهند کرد

*********************
برسیدم دوست بهتراست یا برادر؟گفت:دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند
*********************
منتظر کسی باش که اگه حتی در ساده ترین لباس بودی، حاضر باشه تو رو به همه دنیا نشون بده وبگه که: "این دنیای منه

*********************"

سهم هر کسی که باشی خوش به حال روزگارش پاییز و زمستونش میشه همرنگ بهارش.
*********************
ای صمیمی ای دوست / گاه و بی گاه لب پنجره خاطره هام می آیی... ای قدیمی ای خوب/ تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم...

*********************
می گویند باغبان عمرش طولانی است چون با گل زندگی می کند ولی من از باغبان عمر بیشتری دارم و دوستی زیبا تر از گل
بهار را ببین که ثانیه ثانیه آمد...اینجا کسی که برایت به اندازه ی شکوفه های بهاری آرزو های خوب دارد

**********************
گل ها جواب زمینند به آفتاب....
نه زمستانی باش که بلرزانی و نه تابستانی که بسوزانی....
بهاری باش تا برویانی....
*********************
اشکی برای شوق
شوقی برای درس
درسی برای میز
میزی برای کار
کاری برای نان
نانی برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای مرگ
مرگی برای سنگ
سنگی برای یاد
یادی برای اشک.....!

********************************


 
 
← صفحه بعد