ایرانی هستم یانه ؟؟؟؟

شعر سبز
نویسنده : javd ahmadi - ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٧
 

تل مال یه بابا*که اسم اون احمده * نمره جانبازیهاش * هفتادوپنج درصده

اون که دلاورهاش *توجبهه غوغا کرده*حالا بیاین ببینین*کلکسیون درده

آهای آهای گوش کنید *درد دل بابا رو *میخواد بگه چه جوری *کشتند بچه ها رو

آی قصه قصه قصه *نون وپنیرو پسته*هیچ تا حالا شنیدی *تانکها بشن قناصه ؟

سه راه شهادت کجاست ؟
میدونی دوشکا چیه؟
میدونی تانک یعنی چه ؟
یا آر پی جی زن کیه ؟

هیچ میدونی یه گردان
که اسمش الحدیده
هنوزم که هنوزه
گم شده ناپدیده

عاشقی یعنی اینکه
چشمهایی که تا دیروز
هزار تا مشتری داشت
چندش میاره امروز

اما غمی نداره
چون عاشق خداشه
به جای مردم ،خدا
مشتری چشاشه

یه شب کنار سنگر
زیر سقف اسمون
میای پیش رفیقت
تواون گلوله بارون

بااینکه زخمی شده
برات خالی میبنده
میگه من که چیزیم نیست
درد میکشه میخنده

انگاری که میدونی
دیگه داره میپره
دلت میگه که گلچین
داره اونو میبره

فقط خاطره نیست که
قلب اونا سوزونده
مصلحت بعضی ها
پشت اونو شکونده

برا بعضی ادما
بنده های آب ونون
قبول کنین به خدا
بابام شده نردبون

همونهایی که راه
دزدی رو خوب میدونن
ماخون دادیم و اونها
عین زالو می مونن

دشمنای انقلاب
ترسوهای بی پدر
آهای غنیمت خورا
هش بابا ،یواش تر

ای که به این انقلاب
چسبیدی عین کنه
خط و نشون می کشی
النگوهات نشکنه

فکر نکن علی رو
ماها تنها می ذاریم 
ما اهل کوفه نیستیم
دخلتونو میاریم